{{item.fa_name}}
جستوجوی دقیق برای معنی
hard drive
در واژهنامه ترجمیک
زمان جستجو: ۰.۰۰۲ هزارم ثانیه
درباره واژهنامه ترجمیک
۲
۱
[توسط مترجم]
[علوم کامپیوتر]
درایو هارد
معنی hard drive, معنی اتشقی یقهذث, معنی hard drive, معنی اصطلاح hard drive, معادل hard drive, hard drive چی میشه؟, hard drive یعنی چی؟, hard drive synonym, hard drive definition,
معنی palbebral fissure;شكاف بين پلكى
,
معنی درخت مدل خطی محلی
,
ترجمه درخت مدل خطی محلی
به انگلیسی,
معنی طاس، طاس تخته نرد، بازی نرد
,
معنی affective
,
ترجمه affective
به فارسی,
ترجمه مقاله فارسی به انگلیسی
،
ترجمه مقالات انگلیسی